اشعار کودکان

گروه تولیدی پوشاک بچه گانه اپل، در این صفحه اشعار زیبای ایرانی  برای  کوکان و خردسالان عزیر فارسی زبان مقیم  درسرتا سر جهان را قرار می دهد.

به امید آنکه گامی هر چند کوچک، در جهت حفظ اشعار زیبا  وکهن  فارسی برداشته باشیم.

شعر صوتی داشت عباس قلی خان پسری از ایرج میرزا

داشت عباس قلی خان پسری

پسر بی ادب و بی هنری

اسم او بود علی مردان خان

کلفت خانه ز دستش به امان

پشت کالسکه مردم می جست

دل کالسکه نشین را می خست

هر سحرگه دم در بر لب جو

بود چون کرم به گل رفته فرو

بس که بود آن پسره خیره و بد

همه از او بدشان می آمد

هرچه می گفت للّه  لج می کرد

دهنش را به للّه کج می کرد

هر کجا لانه گنجشکی بود

بچه گنجشک درآوردی زود

هرچه می دادند می گفت کم است

مادرش مات که این چه شکم است

نه پدر راضی از او نه مادر

نه معلم نه للّه نه نوکر

ای پسر جان من این قصه بخوان

تو مشو مثل علی مردان خان

 

شعر جوجه  جوجه  طلائي

جوجه  جوجه  طلائي

نوكت  سرخ و حنائي

 

تخم  خود را شكستي

  چگونه بيرون جستي

شعر کودکانه جوجه طلاییشعر کودکانه جوجه طلایی

 گفتا  جايم  تنگ بود

ديوارش از سنگ  بود

نه پنجره ،  نه در داشت

 نه كسي ز من خبر داشت

شعر کودکانه جوجه طلایی

   دادم  به خود يك تکان

مثل رستم پهلوان

 تخم خود  را شكستم

 اينگونه  بيرون جستم

 

توی ده شلمرود

توی ده شلمرود،
حسنی تک و تنها بود.
حسنی نگو، بلا بگو،
تنبل تنبلا بگو،
موی بلند، روی سیاه،
ناخن دراز، واه واه واه.
نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکلی،
هیچکس باهاش رفیق نبود.
تنها روی سه پایه، نشسته بود تو سایه.

باباش میگفت:
– حسنی میای بریم حموم؟
– نه نمیام، نه نمیام
– سرتو میخوای اصلاح کنی؟
– نه نمیخوام، نه نمیخوام

کره الاغ کدخدا،
یورتمه میرفت تو کوچه ها:
– الاغه چرا یورتمه میری؟
– دارم میرم بار بیارم، دیرم شده، عجله دارم.
– الاغ خوب نازنین،
سر در هوا، سم بر زمین،
یالت بلند و پرمو، دمت مثال جارو،
یک کمی بمن سواری میدی؟
– نه که نمیدم
– چرا نمیدی؟ (!)
– واسه اینکه من تمیزم.
پیش همه عزیزم.
اما تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!

غازه پرید تو استخر.
– تو اردکی یا غازی؟
– من غاز خوش زبانم.
– میای بریم به بازی؟
– نه جانم.
– چرا نمیای؟
– واسه اینکه من، صبح تا غروب، میون آب،
کنار جو، مشغول کار و شستشو.
اما تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!

در واشد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه.
جیک جیک زنان، گردش کنان
اومد و اومد، پیش حسنی:
-جوجه کوچولو، کوچول موچولو،
میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد،
– قدقدقدا
برو خونه تون، تورو بخدا
جوجه ی ریزه میزه
ببین چقدر تمیزه؟
اما تو چی؟
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!

حسنی با چشم گریون،
پاشد و اومد تو میدون:
– آی فلفلی، آی قلقلی،
میاین با من بازی کنین؟
– نه که نمیایم نه که نمیایم
– چرا نمیاین؟
فلفلی گفت:
– من و داداشم و بابام و عموم،
هفته ای دوبار میریم حموم.
اما تو چی؟
قلقلی گفت:
– نگاش کنین.
موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه!

حسنی دوید پیش باباش:
-حسنی میای بریم حموم؟
– میام، میام
– سرتو میخوای اصلاح کنی؟
– میخوام، میخوام
– حسنی نگو، یه دسته گل
تر و تمیز و تپل مپل

الاغ و خروس، جوجه و غاز و ببعی
با فلفلی، با قلقلی، با مرغ زرد کاکلی
حلقه زدن، دور حسنی.
الاغه میگفت:
– کاری اگر نداری، بریم الاغ سواری.

خروسه میگفت:
– قوقولی قوقو. قوقولی قوقو؟
هرچی میخوای فوری بگو.
مرغه میگفت:
– حسنی برو تو کوچه.
بازی بکن با جوجه.
غازه میگفت:
– حسنی بیا،
با هم دیگه بریم شنا.

توی ده شلمرود
حسنی دیگه تنها نبود)

شعر کودکانه لی لی حوضک برای بچه ها

شعر کودکدو نسخه از شعر قدیمی و شیرین لی لی حوضک برای بچه های کوچک را بخوانید: 

 

لی لی لی لی حوضک 
جوجو اومد آب بخوره افتاد تو حوضک
***
این میگه بریم دزدی 
این میگه چی چی بدزدیم؟
این میگه طشت

***

طلای پادشاه رو!
این میگه جواب خدا رو کی میده؟
این میگه من من کله گنده

*********

 

لی لی لی لی حوضک
گنجیشکه آمد آب بخوره افتاد تو حوضک 
این یکی درش آورد
این یکی آبش داد
این یکی نونش داد 
این گفت: کی هلش داد؟
منه منه کله گنده

شعر کودکانه قدیمی “عروسک قشنگ من” برای کودکان مهد

 

عروسک قشنگ من، قرمز پوشیده           

                                   تو رختخواب مخمل، آبی خوابیده

 

یه روز مامان رفته بازار، اونو خریده    

                                قشنگتر از عروسکم ، هیچکس ندیده

 

عروسک من، چشماتو وا کن                

                                   وقتی که شب شد، اونوقت لالا کن

 

عروسک قشنگ من، قرمز پوشیده          

                                  تو رختخواب مخمل، آبی خوابیده

 

شعر کودکانه قدیمی دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم

دویدم و دویدم

سر کوهی رسیدم

***

دو تا خاتون و دیدم

یکیش به من آب داد

***

یکیش به من نون داد

نون و خودم خوردم

آب دادم به زمین

زمین به من علف داد

***

علف دادم به بزی

بزی به من شیر داد

***

شیر دادم به نانوا

نانوا به من آتیش داد

***

آتیش دادم به زرگر

زرگر به من قیچی داد

***

قیچی دادم به خیاط

خیاط به من قبا داد

***

قبا دادم به اوستا

اوستا به من کتاب داد

***

کتاب دادم به بابا

بابا به من خرما داد

***

یکیش خوردم تلخ بود

یکیش خوردم شیرین بود

قصه ما همین بود…

 

شعر کودکانه قدیمی کلاغه میگه قار قار

کلاغه میگه قارقار

سفره قلمکار کار

***

کی خوابه و کی بیدار

وقتشه بری سر کار

 

شعر کودکانه قدیمی و آموزنده حسنی بی دندون شده

حسنی بی دندون شده
زار و پریشون شده
بی احتیاطی کرده
حالا پشیمون شده
بادندوناش شکسته
بادوم سخت و پسته
مک زده به آبنبات
هی جویده شکلات
قندونو خالی کرده
وای که چه کاری کرده
دونه به دونه دندوناش
خراب شدن یواش یواش

 

شعر کودکانه آهنگین و قدیمیگل همه رنگش خوبه”

گل همه رنگش خوبه

بچه زرنگش خوبه

تو کتابها نوشته

تنبلی کار زشته

تنبل همیشه خوابه

جاش توی رختخوابه

پاشو پاشو صداش کن

از رختخواب جداش کن

بشور دست و رویش

شانه بزن به مویش